شهادت امام علی (ع) تسلیت باد!

……و جبرییل بود که ندا در داد: تهدمت والله ارکان الهدی!

امشب کوفه عزادار است، امشب علی به دیدار پیامبر و فاطمه می رود و دیدار حق! شیرین ترین دیدار.

امشب خرابه ها و پس کوچه های تنگ و تاریک کوفه، منتظر صدای قدم های استوار اما آرام مردی کیسه به دوش هستند اما..... .امشب نابینایان کوفه چشم به در خانه ها و خرابه ها دوخته اند و منتظرند. امشب کاسه های "شیر"  پشت دیوار خانه ی "شیر"مرد صف کشیده اند. امشب یتیمان کوفه دوباره یتیم می شوند. اما نه، نه تنها یتیمان که گدایان و نابینایان و نه تنها انها ،  بلکه امشب تمام کوفه و عراق و عالمیتیم می شوند...... امشب همه یتیم می شویم.

بعد از این دیگر چاه هم تنها می ماند. دیگر وقت استراحت نعلین های وصله دار علی فرا رسیده است. امشب دیگر شمشیر خونین عدالت در نیامش فرو می رود، بعد از این دیگر مردم کوفه هم راحت تر می خوابند، چرا که دیگر کسی نیست تا به جنگ "ناکثین" و "قاسطین" و "مارقین" فرا بخواندشان. امشب در خانه های شامیان جشن بر پاست، چون با رفتن علی حیاتشان را ابدی می بیینند یا شاید هم پیشاپیش، خون خواهی بدر و حنین را به رقص نشسته اند، رقص در خون کربلاییان! بعد از این نوبت تنهایی حسن ابن علی ست، تنهاترین سردار، اما علی دیگر تنها نیست، خسته نیست، استخوان در گلو و خار در چشم نیست، بعد از این دیگر علی گلایه ای ندارد از "مرد نمایان نامرد" و انها نیز آسوده اند.

و اما خوارج!...... این صاحبان پیشانی های پینه بسته و حافظان وحی، این شب زنده داران متحجر نا فهم و این "شامی" سیرتان شوم صورت نیز امشب آسوده اند، چرا که عاقبت توانستند با کمک تحجر و کج فهمی شان، حقیقت را در محراب خون سر ببرند و این سرنوشت تکراری حق و حقیقت است در طول تاریخ. این پیشانی های پینه بسته علی را سر شکافتند و ان پیشانی پینه بسته، حسین را سر برید و هیچ کدام هیج گاه نخواستند که علی را "ولی" ببینند.

اما نه! ..... کسی هست و می آید که سرنوشت تکراری حق و حقیقت را عوض می کند و آن روز باید بود و دید رقص شمشیر عدالت را در دستان او!