هر فردانسان از نظر جسمی از سازمان های گوناگونی بوجود آمده است . نکته دقیق اینکه روابط بسیار نیکویی بین همه سازمان های موجوددر بدن انسان حکمفرماست به طوری که هر سازمان ضمن استقلال تام تابع مجموعه است و با همه وجود از حریم مجموعه دفاع می نماید.تک روی و خودمداری در هیچ یک از سازمان های موجوده دیده نمی شود . براثر همین وحدت وانسجام است که تندرستی و سلامت بدنی تامین می گردد. اعضای خانواده در درجه اول زن و شوهر هستند وهدف اساسی هر یک از این دو باید حفظ و صیانت اصل نظام خانواده باشد . بدیهی است این هدف وقتی قابل پیاده شدن است که صفا و صمیمیت بین زن و مرد حکمفرما باشد و باز روشن است که مودت وصمیمیت وقتی بین زن و مرد تحقق می یابد که روابط بین زن و شوهر مبتنی برحقوقی باشد که از طبیعت زن ومرد الهام گرفته باشد.لذا خداوند متعال برای اینکه زن ومردبه وحدت و یکپارچگی برسند حقوق و قوانین خاصی بین آن دو نفر مقرر داشته است تا هر دو با رعایت آنها به سکون و آرامشی که هدف اصلی ازدواج است نائل گردند.ممکن است گفته شود که وضع قوانین و حقوق متقابل درزندگی اجتماعی مفید و ضروری به نظر می رسد . زیرا افراد از یکدیگر بیگانه هستند و این رعایت قوانین ومقررات است که موجب رفع برخوردها و درگیری ها می گردد. ولی در نظام خانواده که زن وشوهر با همه وجود به یکدیگر مرتبط وپیوسته هستند لازم نیست وحتی درمواردی ممکن است به صمیمیت خانوادگی لطمه بزند.از این گذشته صمیمیت ها و علائق درمحیط خانه موج می زند و زندگی قانونی و حقوقی در محیط خانوادگی سازنده به نظر نمی رسد. زن و شوهر نیز با پیوند ازدواج از دوگانگی گذشته به وحدت و یکی بودن می رسند.زندگی خانوادگی خود یک نوع زندگی اجتماعی است منتهی درحد بسیار کوچک و محدود . روی این اصل رعایت ضوابط و قوانین دراجتماع کوچک نیز ضرورت دارد.از این گذشته نمی توان انتظارداشت که گرمی و صمیمیت آغاز ازدواج تا پایان عمر همچنان استمرار و دوام داشته باشدبلکه پس از گذشت مدت کوتاهی از آغاز ازدواج برخورداختلاف منش ها و سلیقه ها کم کم صمیمیت و گرمی خانواده را کمرنگ می سازد. رعایت حقوق متقابل بین زن ومرد استحکام خانواده را کماکان حفظ می کندو از پاشیدگی و تزلزل آن جلوگیری می نماید.زن و شوهر ضمن آنکه باید با یکدیگرصمیمی باشندهردوموظف هستند حقوق یکدیگر رادقیقا"رعایت کنند. این امر موجب می گردد اگر خلل و سستی درمواردی بین زن ومرد به وجود آمده باشد رعایت حقوق آن را ترمیم و جبران نماید.مطالعه و بررسی ها نشان می دهد که اختلاف ودرگیری بین زن ومرددرخانواده ها معلول عدم رعایت حقوق خانوادگی است اعم ازاینکه این حقوق در ارتباط با حقوق واجبه یا مستحبه ومالی و یا اخلاقی باشد.محتوای برخی از روایاتی که درباب حقوق وارد شده حاکی است که کمترین حقوق افراد بریکدیگر اینست که آنچه راکه برای خود می پسندندبرای دیگری بپسندند..در محیط اجتماعی و خانوادگی اگر همین نکته رعایت گردد همه درگیری ها و نزاع ها از بین می رود وصفا وصمیمیت برروابط انسانها حکمفرما خواهد شد.ناگفته نماند حقوقی که بین زن و مرد وجود دارد برخی مشترک و بعضی مختص به زن و یا مرد است . یکی از حقوق مشترک اینست که زن و مرد باید با یکدیگرحس سلوک داشته باشند.هردو باید تلاش کنند محیط خانوادگی رااز مهر و محبت سرشار سازند تا فرزندان خانواده درحد کمال از امنیت خاطر برخوردار شوند.زن ومرد هردو باید خود را مسوول بدانند وبرای وصول به سکون و آرامش واقعی یکدیگر تلاش کنند نه آنکه هر یک دیگری را مسوول دانسته خودراغیرمسوول تصور نماید. هردو باید حقوق یکدیگر را جدا"رعایت نمایند.زن و مرد باید دراتخاذ روش های تربیتی به وحدت ویگانگی رسیده باشند. این وحدت و هم آهنگی نه تنها دربعد تربیتی و آموزشی باید وجود داشته باشدبلکه درمسیر حرکت خانوادگی هم باید هم فکر و هم دل باشند.بدیهی است برخی از حقوق به عهده مرد است مثل تامین مسکن وپوشاک و تغذیه همسر درحد متعادل و متناسب . برخی نیز به عهده زن است . به عنوان مثال زن از نظرات مدیریتی شوهر پیروی کرده خواست های اورا انجام دهد . ناگفته نماند که مرد و زن هردو باید از روحیه دیکتاتوری و لجبازی برکنار باشند و با شور و مشورت مشکلات مادی ومعنوی زندگی خانوادگی راحل و فصل نمایند.
پای بندی زن و شوهر به اصول اخلاقی
درپیوند دختر وپسر عوامل متعددی دخالت دارند . نیاز به انس و الفت ومهر ومحبت تمایل به بقاء واستمرار نسل وارضای تمایلات جنسی همه از عواملی هستند که اساس زندگی خانوادگی راتشکیل می دهند. بدون تردید پس از گذشت مدت زمانی از آغاز ازدواج مسائلی بین زن ومرد به وجودمی آید که پیوند آن دو را کمی دچار تزلزل می سازد. در نتیجه سردی و کشمش جایگزین صفا و صمیمیت اولیه می گردد.اگر زن و شوهر مقید به اصول اخلاقی باشند که منبعث از ایمان به خداوند متعال است به جای برخورد با سردی و بی تفاوتی کماکان صفاو صمیمیت را اساس روابط بین خود قرار خواهند داد. در اغلب ازدواجها با اینکه دختران و پسران تلاش میکنند اصل کفویت و همانندی را درباره یکدیگر رعایت کنند با این وجود پس از ازدواج در میابند که اصلاْ وجه مشترکی بین آنان موجود نیست و یا بطور نسبی با یکدیگر مطابقت دارند. بدیهی است برخرد با این واقعیت یک امر طبیعی استُ زیرا رشد و پرورش دختر و پسر در دو محیط مختلف با ویژگیهای وراثتی گوناگون و برخورداری از روشهای تربیتی متفاوت و سایر عوامل اختلافی که ذکر آنها در اینجا ضرورت ندارد موجب میگردد که پس از مدتی زن و شوهر احساس کنند با همدیگر بسیار متفاوتند. بعنوان مثال زن اجتماعی و مرد منزوی است. یکی دقیق و دیگری سهل انگار است و یا زن گشاده دست و شوهر اهل اقتصاد و حساب و کتاب میباشد. واضح است که همین عوامل اختلافی از نظر سلیقه ها و منش ها زمینه را برای بروز اختلافات بین زن و مرد فراهم می آورد.
زن و شوهر عاقل و واقع گرا اگر متخلق به اصول اخلاقی باشند با تحمل و شکیبایی و اغماض و چشم پوشی از خطاهای یکدیگر می توانند صفا و صمیمیت گذشته را کماکان حفظ کنند.
زن و مرد خردمند درمی یابند که هیچکدام از آنان عاری از عیب و نقص نیست و این درک موجب می شود با یکدیگر به سازگاری بپردازند و هرگز در برابر هم نایستند. یکی از اشتباهاتی که خانواده ها نوعاْ مرتک می شوند این است که تصور میکنند همه زن و شوهرها از نظر خلق و خوی با یکدیگر همانندی دارند در حالی که بسیاری از خانواده ها با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند و بعبارت دیگر هنرمندی و شکیبایی و گذشت و اغماض از تزلزل خانواده جلوگیری بعمل می آورند.
رسول خدا در فرازی فرمودند سازگاری با مردم و تحمل سختی ها و دشواری های آنان نیمی از زندگی و حیات است.
به بیان دیگر اگر سازگاری از بین برود نام و نشانی از زندگی و حیات به چشم نخواهد خورد و همه افراد گرفتار خصومت و دشمنی با یکدیگر خواهند بود.
نکته دیگری که رعایت اصول اخلاقی را در محیط خانوادگی ضروری میسازد اینست که زندگی مشترک همانند مسافرت از نقطه ای به نقطه دیگر است. بدیهی است همانگونه که در مسیر مسافرت سربالایی و سرازیری و گذرگاههی باریک و خطرناک وجود دارد در زندگی خانوادگی نیز گاهی دشواری های گوناگونی از فقر و نداریُ کسالت و بیماری های مستمر و طولانی و در برخی از موارد فقدان اولاد و یا برخوردار بودن از کودکان معلول جسمی و فکری و غیره پیش می آید که ارکان خانواده را دچار تزلزل میسازد.
باید اعتراف کرد در چنین مواردی حفظ صفا و صمیمت بین زن و مرد کاری دشوار و صعب است و جز در پرتو اخلاق راستین نمیتوان شادابی و نشاط خانوادگی را حفظ کرد.
اما سجاد(ع) در روایتی فرمودند: چهار روحیه است که هر که آنها را دارا باشد در روز رستاخیز پروردگار متعال از دیدار او خرسند و خشنود میگردد و روحیه چهار را اینگونه توصیف نمودند" مردی که با همسرش رفتاری ملایم و نیکو داشته باشد و در برابر او صبر و شکیبائی کند".
عده ای از مردم گمان می کنند با تهیه بهترین منازل و تجهیزات زندگی اعم از وسایل رفاهی و نقلیه می توانند صفا و صمیمیت خانوادگی را افزایش دهند. این عده به واقعیت ایمان نیاورده اند که در پرتو مال و ثروت نمی توان هرگز دلهای مردم را جذب کرد.
تنها عاملی که میتواند قلوب مردم را تسخیر کند پایبندی به اصول انسانی و اخلاقی است.
همه واقف هستیم که رمز پیروزی و موفقیت رسول اکرم(ص) در نشر فرهنگ الامی و توسعه و گسترش آن اخلاق کریمانه آن حضرت بود. بطوریکه خداوند متعال به پیامبر فرمود اگر کمی تندی و غلظت داشتی هر آئینه همه مردم از اطراف تو پراکنده میشدند. بنابراین عامل پیوند و صمیمیت در پرتو اصول اخلاقی است.
با بررسی و مطالعه ادیان الهی به این واقعیت پی میبریم که روح و جوهر همه ادیان تخلق انسانها به اصول انسانی و اخلاقی بوده است. اسلام نیز همانند سایر ادیان الهی با دستوذهای خود در این مسر حرکت میکند که روحیات انسانی و اخلاقی را که بطور فطری در اعماق جان و روان انسانها به ودیعت نهاده شده است شکوفا سازد.
رسول اکرم (ص) می فرمود : من برانگیخته شدم تا روحیات برجسته و متعالی اخلاقی را به اتمام برسانم . به همین مناسبت دردین اسلام هرجا نامی از قصاص برده می شود بلافاصله به اصول اخلاقی نیز اشاره می گرددو رعایت اصول انساننی برتر از اجرای حدود و قصاص دانسته شده است .
نباید فراموش کرد تاثیری که درپرتو گذشت درفرد مجرم بوجود می آید قابل مقایسه با اجرای قصاص نیست زیرا فکر و روح مجرم را دگرگون می سازد.
خانواده ها باید توجه داشته باشند که اولین مدرسه کودکان محیط خانوادگی است واولین معلمان این مدرسه پدران ومادران هستند و باز به خوبی می دانیم که همه کودکان با سرمایه های فطری وخداداد متولد می شوند وبا هیچ نوع انحراف و کژی آشنایی ندارند.
اولین نهادی که سبب انحراف روحیات فکری کودکان می گردد خانواده است . با توجه به این نکته ها در میبابیم خانواده ای که فاقد صلاحیت اخلاقی است بزرگترین ضرر وزیان را متوجه کودکان معصوم وبی گناه می سازد . پدران ومادران باید ابتدا متخلق به اصول اخلاقی گردند وپس از آن صاحب فرزند شوند . به قول شاعر :
ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش
رسول خدا (ص) اوقات خود را سه قسمت می کرد. قسمتی را در طاعت و عبادت خدا می گذزانید . قسمت دیگر را برای معاشرت والفت با خانواده صرف می کرد . و بخش سوم را به کار امت می پرداخت .از این تقسیم بندی به یک نکته بسیار ظریف و حساس پی می بریم و آن اینکه رسول خدا ضمن اینکه بزرگترین وحساس ترین رسالتها را به عهده داشت و طبیعتا" به موازات این مسوولیت گرفتار و اشتغالات فراوانی متوجه او بود ولی با همه اینها هرگز حقوق خانوادگی را نادیده نمی گرفت و بخشی از فرصت خود را درانحصار معاشرت با خانواده خود قرار می داد. این روش پیامبر بزرگوار بیانگر این نکته است که استحکام خانواده وانسیجام آن جز با ارتباط نیکو وخلق وخوی زیبا امکان پذیر نیست.
پیامبر اکرم(ص) درباره حسن معاشرت با همسران می فرمود : بهترین شما کسی است که رفتار او با خانواده اش نیکوتر باشد و من درباره نیکی به خانواده ام بهترین شما هستم.
درعصر زندگی ماشینی لطمه ای که به کانون خانوادگی خورده اینست که زنان ومردان درمحیط شغلی وکاری با همگان به خوشی و ملایمت و اخلاق نیکو برخورد می کنند ولی یک صدم این تواضع و مهربانی را درمحیط خانوادگی ودر ارتباط با همسر وفرزندان خود ابراز نمی نمایند . این بی توجهی- بی توحهی می آورد چنانکه مهرورزیدن هم محبت راگسترش می دهد .
فراموش نکنیم که دو سنگ آتش زا با فاصله گرفتن از یکدیگر هرگز نمی توانند نور وحرارت را تولید کنند .پس زن ومرد هر دو باید به عفت وپاکدامنی و درستی و راستی و امانتداری پایبند باشند . هر دو باید از روحیه شکیبایی وسازگاری و نرمش و ملایمت برخوردارباشند وهر دو باید دارای روحیه قناعت و صرفه جویی باشند .
موضوع مطلب آینده (عوامل تحکیم مودت و دوستی بین زن ومرد ) خواهد بود منتظر نظرات سازنده شما هستیم.