دانلود نشریه ی روستا!
اولین شماره از دوره یجدید نشریه ی روستا رو گذاشتم رو وبلاگ تا ملاحظه بفرمایید. امید وارم جالب باشه. لطفا ما رو از انتقادات و پیشنهادات تون بی بهره نگذارید.
![]()
با تشکر.
اولین شماره از دوره یجدید نشریه ی روستا رو گذاشتم رو وبلاگ تا ملاحظه بفرمایید. امید وارم جالب باشه. لطفا ما رو از انتقادات و پیشنهادات تون بی بهره نگذارید.
![]()
با تشکر.
روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسیار دردش آمد
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای
یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت
یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پیدا کند
یک تقویت کننده فکراو را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بیرون آورد.

دانشي عطا فرما تا از كنار اين قلابها بگذرم كه شايد دگر فرصتي براي برگشتن به پاكي دريا نباشد .
ماهي ها چه قدر اشتباه مي كنند ؛
قلاب علامت كدام سؤال است كه به آن پاسخ ميدهند ؟
آزمون زندگي ما پر از قلابهايي است كه وقتي اسير طعمه اش مي شويم، تازه مي فهميم ماهي ها بي تقصيرند !
حسد ، كينه ، خشم ، لذت ، غرور، انزجار، انتقام ، ترس ، شهوت ...
آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :
اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است!
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند!
اگر جمعگرا باشد، میگویند بخیل است!
اگر ساکت و خاموش باشد میگویند لال است!!!
اگر زبانآوری کند، میگویند ورّاج و پرگوست ..!
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند میگویند ریاکاراست!!!
و اگر نکند میگویند کافراست و بیدین .....!!!
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
و جز از خداوند نباید ازکسی ترسید.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.
زندگی همچون یک خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است
و
تو درآن غرق ... این تابلو را به دیوار اتاق مى زنى ، آن قالیچه را جلو
پلکان مى اندازى، راهرو را جارو مى کنى، مبلها به هم ریخته است، مهمان ها
دارند مى رسند و هنوز لباس عوض نکرده اى،در آشپزخانه واویلاست و هنوز هم
کارهات مانده است . یکی از مهمان
ها که الان مى آید نکته بین و بهانه گیر و حسود و چهارچشمى همه چیز را مى
پاید... از این اتاق به آن اتاق سر مى کشى، از حیاط به توى هال مى پرى، از
پله ها به طبقه بالا میروى، بر میگردى پرده و قالى و سماور و گل و میوه و
چاى و شربت و شیرینى و حسن وحسین و مهین و شهین ....... غرق درهمین کشمکش
ها و گرفتاری ها و مشغولیات و خیالات مى روى و مى آ یى و مى دوى و مى پرى
که ناگهان سر پیچ پلکان جلوت یک آینه است ... از آن رد مشو...! لحظه اى همه
چیز را رها کن ، خودت را خلاص کن، بایست و با خودت روبرو شو، نگاهش کن خوب
نگاهش کن، او را مى شناسى ؟ دقیقا ور اندازش کن کوشش
کن درست بشناسی اش، درست بجایش آورى فکر کن ببین این همان است که مى
خواستى باشى ؟ اگر نه پس چه کسى و چه کارى فوری تر و مهم تر از اینکه همه
این مشغله هاى سرسام آور و پوچ و روزمره و تکرارى و زودگذر و تقلیدى و بی
دوام و بى قیمت را از دست و دوشت بریزى و به او بپردازى، او را درست کنى،
فرصت کم است مگر عمر آدمى چند هزار سال است ؟! چه زود هم مى گذرد مثل صفحات
کتابى که باد ورق مى زند، آنهم کتاب کوچکى که پنجاه، شصت صفحه بیشتر
ندارد...
دکتر علی شریعتی
سرآغاز سخن سپاس و ستایش از پروردگار جهانیان است خداوندی که سرانجام خلقت و پایان کارها به او باز می گردد.بهترین درودها و برکات خداوند بر پیامبر رحمت ٬ سراج منیر هدایت و خورشید درخشان تربیت حضرت محمد (ص ) که ریشه های وجودش بزرگواری و درخت وجودش از بهترین درختان است . سلام خداوند بر اهل بیت پیامبر( ص ) که ستونهای استوار اسلام ٬ پناهگاه امن مردم ٬ سرچشمه دانش و ویران کننده جهل و نادانی اند.
السلام عليك يا قمر بني هاشم
اي كه نوردل مايي به ابي انت وامي
برهمه دردها دوايي به ابي انت وامي
نوگل باغ رسوي ميوه باغ بتولي به ابي انت وامي
ثمر نخل وفايي به ابي انت وامي
يارب يارب به كربلا آب روان قيمت جان شد
حنجر اصغر هدف تير و كمان شد
توسرا پاي جلالي پدر فضل و كمالي
پسر شير خدايي به ابي انت وامي
ادب از حلقه بگوشان سركوي وفايت
كه همه مهرو وفايي به ابي انت وامي
يارب يارب به كربلا آب روان قيمت جان شد
حنجر اصغر هدف تير و كمان شد
توچه جسمي توچه جاني، توچه مهري تو چه ماهي
كه چنين جلوه نمايي به ابي انت وامي
هرشهيدي زمقام تو خورد غبطه به محشر
كه توشمع شهدايي به ابي انت و امي
يارب يارب به كربلا آب روان قيمت جان شد
حنجر اصغر هدف تير و كمان شد
روز حاجت همه محتاج تواز عارف و عامي
چو علي عقده گشايي به ابي انت وامي
منصب ساقي كوثر به تو تفويض شد آري
ساقي كرب وبلايي به ابي انت وامي
يارب يارب به كربلا آب روان قيمت جان شد
حنجر اصغر هدف تير و كمان شد
التماس دعا چهارشنبه 22/8/92 روز تاسوعاي حسيني ساعت 10 بامداد
السلام عليك يا ابا عبدالله
چه گويم شرح حال نا اميدان
چه شددر كربلا شام غريبان
چوزد بادخزان بر گلشن دين
خزان شد يكسره گلزار ياسين
حسين جانم حسين جانم حسين جان
گلان فاطمه پرپر به صحرا
چو اوراق صحف هريك به يكجا
فتاده روي خاك عريان بدنها
شده خارو خس صحرا كفنها
حسين جانم حسين جانم حسين جان
زمين كربلا دارالسلام است
مزار اطهر سوم امام است
زمين كربلا زينب غريب است
زديدار عزيزان بي نسيب است
حسين جانم حسين جانم حسين جان
نوشته برتن گلهاي پرپر
شهيدان زنده اند الله و اكبر
دراين وادي كه خيزد مشك و عنبر
به خون غلطيده گلهاي پيامبر
حسين جانم حسين جانم حسين جان
دراين صحرا كه بي شمع چراغ است
بيان تا بيابان سوز و داغ است
نشسته شبنم اشك ملائك
به گلهايي كه دراين طرفه باغ است
حسين جانم حسين جانم حسين جان
به خط خون نوشته بر مزارش
كه اين قبر حسين تشنه كام اشت
حسين جانم حسين جانم حسين جان
التماس دعا
چهارشنبه 92/8/22 روز تاسوعاي حسيني ساعت 10 بامداد
منتظر شما در هیئت روستا هستیم.
' .
اصلا حسین جنس غمش فرق میکند.
اين راه عشق پيچ و خمش فرق مي کند.
اينجا گدا هميشه طلبکار مي شود.
اينجا که آمدي کرمش فرق مي کند.
شاعر شدم براي سرودن برايشان.
اين خانواده، محتشمش فرق مي کند.
“صد مرده زنده مي شود از ذکر يا حسين”
عيساي خانواده دمش فرق مي کند.
از نوع ويژگي دعا زير قبه اش
معلوم مي شود حرمش فرق مي کند
تنها نه اينکه جنس غمش جنس ماتمش
حتي سياهي علمش فرق مي کند
با پاي نيزه روي زمين راه ميرود
خورشيد کاروان قدمش فرق مي کند
من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همش فرق مي کند.
شاعر: علي زمانيان
غم گيت مسين او نازنيم قله يه
باسلام مجدد. عرض كرديم كه قديم براي ساختن خانه از اهالي ده دعوت مي كردند براي كمك و معمولا از هر خانواده اي يك نفر براي اين موضوع به كمك مي رفتند . البته روز اول از كاتاتپه يك روز يا دوروز با چهارپا به مقدارنيازخاك مي آوردند .روز بعد ريسمان كشي (وبه قول اهل فن واستا هاي آن زمان ريجه كشي)بود وبه همراه دو يا سه نفر اجرا مي شد، براي روز سوم كمكها( ياورها) يا به قول خودمون يوار ها مي آمدند.كار شروع مي شد كارها تقسيم شده بود وهر كسي در يك قسمت مشغول مي شد. حوالي ساعت 10 روحاني هاي روستا براي خداقوت گفتن و عرض تبريك به محل كار سر مي زدند و براي تبرك و تيمن صلوات برمحمد آلش مي فرستادند در اين اثنا يكي از خانمهاي ده هم سپنج دود مي كرد و به اطراف ساختمان و دورسركاركنان مي چرخانيد. معمولا نزدييكان صاحبكار يا همسر وي شكلات و بيسكوبيت بين افراد تقسيم مي نمود. بسيار فضاي دوست داشتني وخودموني بودآنقدر افراد به هم نزديك بودند كه گويي همه از يك خانواده بودند ظهرآبگوشت بسيار لذيذي تهيه مي شدچنانكه وقتي سفره پهن ونعلبكيهاي حاوي نمك و فلفل سياه در روي سفره قرار مي گرفت عطر طعم آبگوشت وفلفل سياه درهم مي آميخت وبا همدلي حاضرين يكي مي شد، نيرويي مضاعف به هر ياوري مي بخشيد.وبالاخره تا غروب همان روز سقف خانه هم پوشيده مي شد.(به همين سادگي بله به همين سادگي) ناگفته نماند كه به جز استاد بنا ونجار كسي ديگر مزدي دريافت نمي كردند.بنابر اين چند بيت زير گريزي است به آن زمان يادش بخير:
کاتا تپه:قیرمزتورپاقلارونگنن بارجامی نن چکیدیگ دامنیگنن
پالچوق ادیب دیوار استه توکیدیگ خام خشت لری پالچوق اوسته قویید یگ
کاش گنه اویو وارلوق لا اولی دی اوسیز لیقی جامعه دن یغی دی
رحمت لیق شیخ عموگلن زماندا خان باجولاراوزرلی گی یاخاندا
پیغنبرینگ آدون عمو دوتاندا
قوت اولوب اوستانو ترپدردی موشتو وروب خشت اوستو نه ازردی
دوشنبه 92/8/20 ساعت19:30
هم ولايتي هاي عزيز كاتا تپه را همه مي شناسيد ولي شما جوانها شايد از آن تپه خاطره اي نداشته باشيد. اما بزرگترها بياد دارندكه :قديما براي ساخت وساز خانه ها از آن تپه خاك مي كندند و با ياور يا كمك گرفتن از فاميل با همكاري هم خاك را تا محل احداث ساختمان بوسيله چهارپايان مي آوردند. زمستانها نيز بچه ها از اين تپه كه آن زمانها پوشيده از برف بود به عنوان پيست اسكي استفاده مي كردند. گاهي هم به عنوان سنگر يكي از طرفين دعوي مورد استفاده قرار مي گرفت .در فصل بهار ايام عيد نوروز هم از خرمن كاه ها بچه هاي ده به عنوان تفريحگاه استفاده هاي متعدد مي نمودند خلاصه اينكه كاتا تپه توماري از اسرار تلخ وشيرين بچه هاي آن زمان را در خود جاي داده است. بنابراين حقير برآن شدم تا در حد بضاعتم چند بيتي به تقليد از استاد شهريار عليه الرحمه براي اين محل آرامبخش و مهربان بسرايم كه به تدريج تقديم شما سروران خواهم كرد.
(کاتا تپه یه سلام)
کاتا تپه: نودیمزینگ بامو تورپاقونگ نان اتاق لاروموز هامو
دولدولداشو ساده لرینگ امامو
سلام اولسون آنا یوردوم نودیه حیف گله بیلمرم ده او دوریه
کاتا تپه: یانداغلارونگ یاخانده چرک وروب کل لرینه یینده
دامنیگده چاقالا اوی نینده
یادونگدادو جارچوگذیب دیردی صاوا حمام خرابدو گذ میردی
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا اباعبدالله وعلي الارواحلتي حلت بفنائك
پس از حمد وثناي ايزد منان و عرض ارادت به پيشگاه مقدس آقاولي عصر (عج ) وباهداي سلام و عرض ادب و اداي احترام به محضرهمه خوانندگان وهمزبانان عزيز وعرض تسليت حلول ماه محرم ماه پيروزي خون برشمشير.
تقديم به ارواح طيبه شهداي كربلا
گينه آغشام اولدي غم سينه مه غوندي آيلار گچيب الله محرم اولدي
باشا غرا سالّام من سينه مه ورّام سنه قربان اولّام حسينيم ايواي
بو آيونگ اونوندا آتا قوجاغوندا سوت امر جيراني قانه بللّر
بالا قيزلر چولده سوجامو الّرده آتا فراغينده گز ياش توكلّر
این مجموعه رو با کمک آقایان رضا نصرالله زاده و حسن رستمی جمع آوری کرده ام. شما هم لطفا با نظراتتون به بیشتر شدن این مجموعه کمک کنید.
*ییلانین که باشو آقرِی، یولدا یاتِی. وقتی که کسی خودش را بی جهت در معرض خطر قرار می دهد.
*سیچان دوروبدو، آمانچا دورمِی. در دعواها به عنوان نوعی رجزخوانی کاربرد دارد. کسی که این حرف را می زند، خودش را سیچان و طرف مقابل را آمانچا می داند!سیچان، آمانچا را می خورد! منظور از ضرب المثل این است که: من که قوی هستم با تو کاری ندارم ولی تو که ضعیفی، خودت مرا تحریک می کنی.
*عید فیطیر مهرو ییتیر
*به له قازانا به له چغندر
*قیزم سن دیرم گلینیم ایشید
*آسماننان تورپاق توکلده موننان توکلمده
*مونینگ سوزه خوش هوانونگ خوش یلیدی
*تولکی حولوگینَ سیقمِی، قویروقونا قووق هم باقلی.
*اشگین دالونا میندیرمیلن، چُولِی اونگونَ مینی.
*((بییلکه قوشلا بیلدیرکه لره جیک جیک اوردیله)) در واقع این ضرب المثل برای کسانی مصداق دارد که نظر و ایده ناپخته خود را به افراد صاحب نظر و اهل فن در آن موضوع بخصوص ، قصد تحمیل دارد.
*((گلین اوینیه بیلمی ، دی یر ایردی)) در واقع این ضربالمثل برای کسانی مصداق دارد که برای ناتوانی خود در انجام کاری که ادعا دارند ، بهانه هامی آورند.
*تولکی، تولکی یه دی. تولکی قویروقونا!
*آتا مینَن، بواسونو تانوماس.
با عرض سلام دوباره!![]()
همون طور که قبلا هم گفتم انشالله قصد داريم تا به مناسبت ايام محرم و همچنين تبرک جستن به اين ايام اولين شماره ي دوره ي جديد نشريه ي روستا رو (فعلا با همون اسم قبليش: رويش) چاپ و توزيع کنيم به همين جهت از تمامي دوستان خواهشمندم مطالب خودشون رو تا چهارشنبه شب براي بنده ايميل کنن. مطالب ميتونن شامل تمام موضوعات از قبيل داستان و خاطره و شعر هاي ترکي وفارسي ومطالب تخصصي باشه و سعي ميکنيم که تمامي مطالب ارسالي رو چاپ بکنيم.
اگر کسي از دوستان هم هست که دستي در طراحي داره و ميتونه تو طراحي نشريه کمکمون کنه هم به بنده خبر بده.
اين هم ايميل و شماره تلفن بنده: ۰۹۱۵۸۱۹۹۹۳۹
Aminig68@yahoo.com
حق نگهدارتون![]()
با سلام وخسته نباشید به همه عزیزان! بنده جدیدترین نویسنده ی در حال حاضر وبلاگ هستم و انشالله قراره که مقداری از اخبار روستا رو از این به بعد اطلاع رسانی کنم.برای شروع متن زیر رو تقدیم میکنم به تمتمی شما همراهان
.
![]()
با سلام و عرض خداقوت خدمت همراهان و دوستان.
همون طور که همه می دونید نقش دهیاری در پیشرفت و آبادانی روستا ها نقشی مهم و صد البته تاثیر گذار می باشد که این شخص نیز از طرف شورای روستا به این سمت انتخاب می شود و شورای روستا می توانند با انتخاب فردی دلسوز و متعهد که واقعا دغدغه ی آبادانی روستا را داشته باشد، گامی مهم در این جهت بردارند.
در حال حاضر و با توجه به انتخاب مجموعه ی شورای جدید قاعدتا دهیار نیز باید دوباره منصوب شود، و طبق آخرین خبری که بنده از آقای طاهری گرفتم هنوز شورا نسبت به برگزاری جلسه و انتخاب دهیار اقدامی انجام نداده اند. حال اگر دوستان صلاح می دانند صحبتی یا ارتباطی با شورای روستا داشته باشند جهت انتخاب فرد جدیدی از جوانان ساکن و تحصیلکرده ی روستا برای مسئولیت دهیار روستا. بنده صحبت مختصری با آقای طاهری داشتم، دوستان هم می توانند که تلفنی با ایشان صحبت کنند(۰۵۸۵۷۷۵۳۳۴۴) و یا میتوانیم جلسه ای را در ایام تعطیلات محرم در روستا داشته باشیم و در این مورد صحبت کنیم. حال اگر دوستان تمایلی دارند می توانند در قسمت نظرات اعلام بکنند یا برای بنده پیامک بفرستند.(۰۹۱۵۸۱۹۹۹۳۹)