Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

~ مرحوم علی صفائی حائری در کتاب ((صراط)) فصل دوم‚ صفحه ی 44 می نویسد: ((ما بر پول تکیه داریم. می گوییم: ((پول را روی کوه بگذار‚ کوه جواب می دهد.)) بیچاره پول باید آن قدر بدود تا نان و آب و چای و سماور و وسیله بشود و تو می دانی که پس از این همه تبدیل‚ تازه کارها تمام نیست‚ که واسطه ها و شکست ها زیاد هستند. این است که نه تنها مومن ها‚ بلکه هرکس که تکیه گاهی می خواهد‚ باید بر خدا تکیه کند عَلَی اللِّه فَلیَتَوَكَّلِ المُتَوَكِّلون که تکیه گاه ها و پناهگاه های دیگر‚ خودشان آواری بر سر تو می شوند و باری بر دوش و استخوانی در گلو .((یکی از دلایل واضح این درس علی صفائی حائری، این است که تکیه گاه های فانی، تو را از زمان تمام شدنشان می ترسانند و مجبورت می کنند که زیادشان کنی! و می بینی که دغدغه هایت را نه تنها کم نکرده اند که به آنها اضافه هم کرده اند و وزن سنگین آنها نیز بر دوش تو می افتد.